امروز برای حل مشکلی در سیستم ذخیره سازی اطلاعات، نیاز بود یک نیروی فنی از شرکت سازنده به سیستم ما متصل بشه و مشکل را حل کنه.
برای اینکه به علت تحریم دچار مشکل ساپورت آن شرکت نشویم مکان خودمان را دبی معرفی کرده بودیم.
نیروی فنی هم که می خواست مشکل ما را حل کند در دفتر آن شرکت در دبی بود و اصرار داشت که خودش به محل بیاید! با هزار تا بهانه که آوردیم، راضی شد که به صورت ریموت مشکل را حل کند که این تازه اول ماجرای ما بود. چون برای این کار هر دو باید به یک سایت امن که برای این کار در نظر گرفته شده بود متصل می شدیم تا ایشان کنترل سیستم را داشته باشند و آن سایت هم برای ایران بسته بود!
مجبور شدیم به یک سروری در خارج از ایران VPN بزنیم و مشکلمان به این شیوه حل شد. وقتی آن شخص به سیستم وصل شد علاوه بر اینکه حواسم به کارهایی که می کرد بود باید مراقب بودم که متوجه نشود که من داخل ایران هستم و اتصال VPN من را نبیند چون این عملیات برای پیگیری های بعدی ثبت می شد و کافی بود لحظه ای IP حقیقی من مشخص شود. در این صورت علاوه بر اینکه دیگر از طرف آن شرکت ساپورت نمی شدیم، تمام مشتری های دیگری که مانند ما از آن شرکت خرید کرده بودند و پشتیبانی آن شرکت را داشتند دچار مشکل می شدند.
در نهایت مشکل مرتفع شد بدون اینکه معلوم شود من ایرانی هستم!
نمی دانستم به خاطر حل شدن مشکلی که مدتها با آن درگیر بودم خوشحال باشم یا از اینکه در ایران زندگی می کنم ناراحت.
همش تو ذهنم این سوال بود که چرا ما نباید مثل بقیه از این امکانات استفاده کنیم بدون اینکه موش و گربه بازی در بیاریم؟ واقعا کی مقصر این مشکلات است.
یاد آخرین افاضات رئیس جمهور محبوب!!! جناب آقای دکتر!!!!!!! احمدی نژاد افتادم که فرموده بودند: آنقدر قطعنامه بدهيد تا قطعنامهدان شما پاره شود! بله دکتر، آنها قطعنامه می دن ولی قطعنامه دان آنها پاره نمی شود آنها تحریم می کنن ولی تحریم دان آنها پاره نمی شود. تمام تبعات آن برای ماست ما مردمی که در این کشور زندگی می کنیم حالا شما سرتو بکن تو برف و با توهمات خودت سر کن ولی این چیزی را عوض نمی کنه و ما همچنان در حسرت این هستیم که مثل بقیه باشیم. واقعا این خواسته زیادیه؟